در آفریقا لباس راحتی زنانه تابستانی را از برگ درختان درست می کنند

چیزی وهم انگیز در مورد موزه لباس وجود دارد. سکوتی غبارآلود همچنان لباس های قدیمی را در کابینت های شیشه ای نگه می دارد. در نیمه نور آبی (برای حفظ مواد شکننده) گالری متروک تسخیر شده به نظر می رسد…

زیرا لباس راحتی زنانه تابستانی آنقدر بخشی از زندگی و خود متحرک ما هستند که در مقبره های فرهنگ یخ زده به چیزی اشاره می کنند که فقط نیمی از آن را درک کرده ایم، شوم.

آتروفی بدن و ناپدید شدن زندگی…”لباس های بدون استفاده کننده، چه در دکه دست دوم، چه در یک محفظه شیشه ای، یا صرفاً لباس های یک عاشق که روی زمین ریخته شده اند، می توانند ما را به طرز ناخوشایندی تحت تاثیر قرار دهند، گویی که مار لباس خود را ریخته است. پوست. شاید در عمل تجسم یافته لباس پوشیدن و شیوه های لباس پوشیدن است که تلاقی با اوقات فراغت آشکارتر است.

بروارد، اگرچه در مورد موارد تخصصی تر مد و ورزش به جای لباس و اوقات فراغت فی نفسه می نویسد، این ادعا را مطرح می کند که «شکل شدن بدن این دو میدان را به هم متصل می کند و آنها را به عنوان موتورهای دوقلو قرار می دهد.

آماده کردن بدن برای اوقات فراغت و مشارکت آن در اوقات فراغت تقریباً ناگزیر شامل مدیریت آن به نوعی از طریق لباس پوشیدن و لباس پوشیدن است.

نمونه‌هایی برای نشان دادن این موضوع تقریباً نامحدود هستند و از کارهای کوچک تا اجراهای دیدنی را شامل می‌شوند: گذاشتن عینک برای کمک به کارهای نزدیک مربوط به سرگرمی‌های سوزن دوزی یا گلدوزی.

پاشیدن دئودورانت زیر بغل و پاشیدن افترشیو قبل از یک قرار عاشقانه. نمایش وابستگی و حمایت از تیم ملی راگبی با رنگ های صورت و کلاه های جدید در رنگ های نمادین؛ و استفاده از کرامپون، وسایل حرارتی و وسایل محافظ برای یک سفر شدید. اگر اوقات فراغت یک عمل تجسم یافته است، لباس پوشیدن نیز همینطور است.

علاوه بر این، بدن اوقات فراغت، تقریباً بدون استثنا، یک بدن پوشیده یا نیمه پوشیده است. این تجسم مشترک، شاید در نمونه هایی که از علم مواد و فناوری نساجی گرفته شده است، به وضوح آشکار باشد.

دیدگاه شما با موفقیت ثبت شد.

نظرتان را ثبت نمایید.

شماره همراه شما منتشر نخواهد شد.